خرید بک لینک
برای ثبت نام کلیک کنید....

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=46525

برچسب: نویسنده: سید اکبر حسینی تاريخ: سه شنبه 29 ارديبهشت 1388 ساعت: 0:50

پیام تسلیت مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری



پیام تسلیت مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

با دریغ و افسوس فراوان خبر یافتیم كه عالم ربانی، فقیه عالیقدر و عارف روشنضمیر حضرت آیتالله آقای حاج شیخ محمدتقی بهجت «قدسالله نفسهالزكیه» دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پیوسته است.

برای اینجانب و همۀ ارادتمندان آن مرد بزرگ، این مصیبتی سنگین و ضایعهای جبرانناپذیر است: «ثلم فیالاسلام ثلمه لایسدها شیء». آن بزرگوار كه از برجستگان مراجع تقلید معاصر به شمار میرفتند، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فیوضات معنوی بیپایان نیز بودند. دل نورانی و مصفای آن پارسای پرهیزگار، آیینۀ روشن و صیقل یافتۀ الهام الهی، و كلام معطر او راهنمای اندیشه و عمل رهجویان و سالكان بود.

اینجانب تسلیت صمیمانۀ خود را به پیشگاه حضرت بقیهالله ارواحنا فداه تقدیم میدارم و به حضرات علمای اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفیضان از نَفَس گرم او و بویژه به خاندان مكرّم و آقازادگان ارجمند ایشان تسلیت عرض میكنم و برای خود و دیگر داغداران از خداوند متعال درخواست تسلا و برای روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت و مغفرت میكنم.

والسلام علیه و رحمهالله

سیدعلی خامنهای

27/اردیبهشت/1388

22/جمادی الاول/1430

برچسب: نویسنده: سید اکبر حسینی تاريخ: سه شنبه 29 ارديبهشت 1388 ساعت: 0:45

راهی که پشیمانی ندارد!


آیت الله العظمی بهجت(ره)


دستور العملهای عرفانی آیت الله العظمی بهجت



راهی که پشیمانی ندارد!

آیت الله العظمی بهجت(ره)

دستور العملهای عرفانی آیت الله العظمی بهجت

دستورالعمل اول

بسمه تعالی

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.

جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می كنند؛ اگر مقصودشان این است كه بگوییم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.

و اگر بگویند كلمه ای می خواهیم كه امّالكلمات باشد و كافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است كه از بیان حقیر، آن را كشف فرماید و به شما برساند.

پس عرض می كنم كه غرض از خلق، عبودیت است (و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/ ) و حقیقت عبودیت؛ ترك معصیت است در اعتقاد كه عمل قلب است و در عمل جوارح.

و ترك معصیت، حاصل نمی شود به طوری كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مكان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمدلله، لكنه ذكرالله عند حلاله و حرامه».

آنچه می دانیم بکنیم، در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط کنیم تا بدانیم؛ قطعاً این راه پشیمانی ندارد.

ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای این كه منبع همه خیرات است و وجود ممكنات، فیض اوست.

پس اگر خود و كمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستیم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.

پس كیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّك عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا كامیاب شویم.

دیگر توضیح نخواهید و آن كه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [كنید]، خودش توضیح خود را می دهد.

اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: «اگر بنا بود كه باید بگوییم ما عاملیم به هرچه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم»؛ لكن دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذالله علی العباد أن یتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن یعلّموا».

مخفی نماند اگر میسور شد برای كسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه «كونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتكم»

وفقّنا الله و ایاكم لما یرضیه و جنبنا جمیعاً عن ما یسخطه و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرین واللعن علی أعدائهم أجمعین
مشهد، ربیع الثانی

دستورالعمل دوم

العبد محمد تقی البهجه

بسمه تعالی

هیچ ذکری، بالاتر از «ذکر عملی» نیست؛ هیچ ذکر عملی، بالاتر از « ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست. »

و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون « مراقبه دائمیه »، صورت نمی گیرد.

والله الموفق

العبد محمد تقی البهجة

دستورالعمل سوم

بسمه تعالی

جماعتی هستند که وعظ و خطابه و سخنرانی را که مقدمه عملیات مناسبه می باشند، با آنها معامله ذی المقدمه می کنند، کأنه دستور این است که « بگویند و بشنوند، برای اینکه بگویند و بشنوند! » و این اشتباه است.

تعلیم و تعلم، برای عمل، مناسب است و استقلال ندارند. برای تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده اند: « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم » با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایی داشته باشید.

بعضی می خواهند معلم را تعلیم نمایند، حتی کیفیت تعلیم را از متعلمین یاد بگیرند.

برچسب: نویسنده: سید اکبر حسینی تاريخ: سه شنبه 29 ارديبهشت 1388 ساعت: 0:19

آيت الله بهجت از نگاه بزرگان

آيت الله العظمي بهجت

امام خميني ( قدس سره )

امام (ره) عنايت خاصي به آيت الله بهجت داشتند، نقل چند جريان در اين ارتباط، مدعاي ما را اثبات مي کند:


آيت الله مسعودي مي گويد:

« من در ضمن چهار پنج سالي که خدمت امام بودم يادم هست که دو سه مرتبه امام فرمود: فلاني، فردا صبح مي خواهيم برويم منزل آقاي بهجت. و فرداي آن روز بلند مي شديم و مي آمديم منزل ايشان، همين منزلي که اکنون در آن ساکن هستند، و در اولين اتاق ورودي با همين فرشهايي که الان موجود است يکي دو دقيقه مي نشستيم، سپس امام اشاره مي کردند و من بيرون مي رفتم و ايشان حدود نيم ساعت با آقاي بهجت به گفتگو مي پرداختند بعد امام بيرون مي آمدند و مي رفتيم. اما اينکه درباره چه مسائلي گفتگو مي کردند، نمي دانم خودشان مي دانستند و خدا.

همچنين دو سه مرتبه در همان بحبوحه نهضت 41 يا 42 آقاي بهجت به من فرمودند که شما به آقاي خميني بگوييد فردا صبح ساعت فلان دو رأس گوسفند قرباني کند و من مي آمدم به امام اطلاع مي دادم، ايشان هم بلا فاصله به من مي گفت شما به قصاب ( آقاي فرجي که اکنون نيز در قيد حيات هست ) بگوييد دو رأس گوسفند از طرف ما قرباني کند بعد پولشان را مي دهيم.

بار ديگر نيز آقاي بهجت به من پيغام داد که به امام بگويم: سه رأس گوسفند قرباني کند، آقا هم بلافاصله دستور داد سه رأس قرباني کنند.

« آيت الله العظمي بهجت به يک افقي رسيده که وقتي به احکام و دستورات اسلام نگاه مي کنند، فتوايي را مي دهند که مورد رضا و توجه خدا هست و خلاف در آن نيست. »

اينها همه مسائلي بود که بين امام و آيت الله بهجت بود و ما فقط ظواهرش را مي ديديم و از باطنش اطلاع نداشتيم.

نيز هنگامي که امام در جماران ساکن بودند آقاي بهجت به من فرمودند: يک نامه کوچکي دارم شما اين را به آقا برسانيد، من نامه را گرفتم توي پاکت گذاشتم و بردم در جماران خدمت امام دادم.

در هر صورت رابطه اين دو بزرگوار خيلي تنگاتنگ بود، چندين بار نيز حضرت امام با آقاي شيخ حسن صانعي منزل آقاي بهجت رفتند؛ زيرا هنگامي که امام قم بودند من و آقاي شيخ حسن صانعي هميشه در خدمت امام بوديم.

آيت الله بهجت هم به امام عنايت خاصي داشتند.

يکي از شاگردان امام قدس سره در خاطره اي مي گويد: « پس از آزادي حضرت امام از زندان و ورودشان به قم در سال 1341 هـ.ش. مردم در تمام محله هاي قم جشن گرفتند و منزل هر روز آکنده از جمعيت بود، در آن زمان حضرت آيت الله العظمي بهجت نيز از کساني بود که هر روز به منزل امام تشريف مي آوردند و مدتي بر در يکي از حجرات بيت ايشان مي ايستادند وقتي به ايشان پيشنهاد شد که شايسته نيست بيرون اتاق بايستيد، لااقل در داخل اطاق بنشينيد. ايشان در جواب فرمود: من بر خود واجب مي دانم که جهت تعظيم اين شخصيت ارزنده به اينجا آمده و دقايقي بايستم و سپس باز گردم. »

آيت الله مصباح نيز در اين باره مي گويد:

« مرحوم آقا مصطفي(ره) از پدرشان مرحوم امام (ره) نقل مي کرد:

آقا معتقدند جناب آقاي بهجت داراي مقامات معنوي بسيار ممتازي هستند.

از جمله مطالبي که از پدرشان درباره آقاي بهجت نقل مي کردند اين بود که: ايشان داراي موت اختياري هستند، يعني قدرت اين را دارند که هر وقت بخواهند روح خويش را از بدن به اصطلاح خلع کنند و بعد مراجعت کنند. اين يکي از مقامات بلندي است که بزرگان در مسير سيروسلوک عرفاني ممکن است به آن برسند، و همينطور مقامات معنوي ديگري در معارف توحيدي که زبان بنده ياراي بحث درباره اين زمينه ها را ندارد. »

هم او در جاي ديگر مي گويد:

« مرحوم حاج آقا مصطفي از قول امام نقل مي کردند: وقتي امام (که ارتباط نزديکي با مرحوم آقاي بروجردي داشتند ) ديده بودند که زندگي آقاي بهجت خيلي ساده است، براي کمک به زندگي ايشان يک وجهي از مرحوم آقاي بروجردي گرفته بودند، وقتي آورده بودند براي آقاي بهجت ايشان قبول نکرده بودند و امام هم مصلحت نمي ديدند آن وجه را برگردانند، به هر حال با يک چاره انديشي حضرت امام فرموده بودند ( اين طور که نقل کردند ): من از مال خودم به شما مي بخشم، و شما اجازه بدهيد من اين را ديگر بر نگردانم. تا اينکه به اين صورت ايشان به عنوان هبه از ملک شخصي حضرت امام قبول کردند. »

باز آيت الله يزدي در مورد عنايت ويژه حضرت امام به ايشان مي گويند:

« در يکي از شرفيابي هاي خبرگان رهبري به خدمت حضرت امام راحل رحمه الله، از ايشان رهنمودي براي مسائل اخلاقي خواسته شد، حضرت امام، خبرگان را به حضرت آيت الله العظمي بهجت حواله دادند. و در جواب اظهار خبرگان که ايشان کسي را نمي پذيرد، فرمودند: آنقدر اصرار کنيد تا بپذيرد. »

مرحوم آقا مصطفي(ره) از پدرشان مرحوم امام (ره) نقل مي کرد: آقا معتقدند جناب آقاي بهجت داراي مقامات معنوي بسيار ممتازي هستند.

2. علامه طباطبايي (ره):

« ايشان (آيت الله بهجت) عبد صالح است. »

3. آيت الله بهاء الديني (ره):

« الآن ثروتمند ترين مرد جهان ( از جهت معنوي ) آقاي بهجت است. »

4. آيت الله فکور (ره):

آيت الله محمد حسن احمدي مي گويد: آيت الله فکور خيلي نسبت به آقاي بهجت عنايت داشتند و مي فرمودند:

« آقاي بهجت از جمله افرادي هستند که مخصوصاً در صراط معنويت فوق العاده هستند. »

5. آيت الله حاج سيد عبدالکريم کشميري(ره):

از محضر ايشان سؤال شد: اکنون چه کسي را به عنوان استاد کامل معرفي مي کنيد؟

فرمودند:« آقاي بهجت، آقاي بهجت. »

6. آيت الله سيد احمد فهري:

از ايشان نيز پرسيده شد: اکنون چه کسي را به عنوان استاد کامل معرفي مي کنيد؟

فرمودند:« آقاي بهجت، آقاي بهجت. »

7. آيت الله شيخ عباس قوچاني (ره):

آقاي مصباح مي گويد:

« از جمله کساني که درباره حضرت آقاي بهجت اعتقاد به کمالات فوق العاده داشت آقا شيخ عباس قوچاني، جانشين مرحوم آقاي قاضي در مسائل اخلاقي و عرفاني بودند که در نجف متوطن بود ( و فرزندش نماينده ولي فقيه در ستاد مشترک است.)

ايشان مي فرمود: وقتي که آقاي بهجت خيلي جوان بودند و هنوز سنشان به بيست نرسيده بود ( تعبيرشان اين بود که هنوز محاسنشان درست در نيامده بود ) به مقاماتي رسيده بودند که ما به واسطه ارتباط نزديک و رفاقت صميمانه اي که داشتيم اطلاع پيدا کرديم، و ايشان از من عهد شرعي گرفتند تا زنده هستم آنها را جايي نقل نکنم. و به نظرم همين موت اختياري را مطرح مي کردند. »

کسي که در آن سن به اين مقامات رسيده باشد بايد حدس زد که در سن هشتاد سالگي و بعد از يک عمر طولاني سيروسلوک و استقامت در راه بندگي خدا و انجام وظايف، به چه پايه اي از قرب خدا رسيده باشد. وهمين باعث مي شود که هر مؤمن پاک سرشتي که ايشان را مي بيند مجذوب شود، مخصوصاً آن حالات عبادي ايشان را، و اگر کسي مؤفق بشود در نمازهاي ايشان شرکت کند، مايه برکات بسيار زيادي است.

8. آيت الله مشکيني:

« ايشان (آيت الله العظمي بهجت) از جهت علمي هم در فقه و هم در اصول، در يک مرتبه خيلي بالايي در ميان فقهاي شيعه قرار دارند، و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحي در مرحله اي بالاتر از آن مي باشند، و استاداني که ايشان از آنها استفاده کرده اند نيز در مقام خيلي بالايي قرار دارند که ما بايد مانند ستاره ها به آنها بنگريم؛ لذا سزاوار است که در اطراف وجود ايشان کتابها نوشته شود. »

9. آيت الله علامه محمد تقي جعفري(ره):

« اينکه در روايات آمده است که « هر کس عالمي را در چهل روز زيارت نکند، مات قلبه ( قلبش مي ميرد) و همچنين « زيارة العلماء أحبّ إلي الله تعالي من سبعين طوافاً حول البيت: زيارت علماء در نزد خدا محبوبتر از هفتاد بار طواف نمودن در گرد خانه {خدا} مي باشد. » مصداق بارز «علما» آيت الله بهجت هستند. صرف ديدن و ملاقات کردن ايشان خود سر تا پا موعظه است. من هر وقت ايشان را مي بينم تا چند روز اثر اين ملاقات در من باقي است، و در واقع هشدار دهنده براي ما مي باشد. »

10. آيت الله بُدلا:

« وضع مقامات آقاي بهجت از همان زماني که درس آيت الله بروجردي مي رفتيم روشن بود، و معلوم بود که ايشان لياقت چنين مقاماتي را دارند. »

11. آيت الله مصباح:

« آيت الله بهجت جامع دقتهاي مرحوم آقا ميرزا محمد تقي شيرازي از طريق شاگردان بر جسته شان آقا شيخ محمد کاظم، و همينطور نوآوريهاي مرحوم آقاي نائيني و مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهاني، و تربيتهاي معنوي مرحوم آقاي قاضي مي باشند.

اين استادان يک شخصيت جامع الاطرافي به وجود آورده اند که نعمت بسيار بزرگي در عصر ما به حساب مي آيد، و جا دارد که از لحظه لحظه عمر ايشان استفاده برده شود. البته کساني که لياقتش را داشته و قدر شناس باشند.

آيت الله بهاء الديني (ره):

« الآن ثروتمند ترين مرد جهان ( از جهت معنوي ) آقاي بهجت است. »

همينطور خداي متعال به ايشان ويژگيهاي شخصي و استعدادهاي ذاتي عطا فرموده که جنبه کسبي ندارد و خدادادي است، با اين وصف ايشان مقامات معنوي خود را کتمان مي کنند و کساني که اطلاعي داشته باشند اجازه گفتن ندارند. »

و نيز آقاي مصباح مي فرمايد:

« آيت الله بهجت هم در مسائل علمي فوق العاده دقيق هستند و بدان اهتمام دارند و واقعاً درس را يک وظيفه واجب جدّي مي دانند و تحقيق در مسائل فقهي را بسيار اهميت مي دهند، و هم در مسائل عبادتي و معنوي اهتمام کافي دارند و آنها را يک بال ديگري براي پرواز انسان تلقي مي کنند که هيچ کدام بدون ديگري کارساز نيست. »

12. آيت الله طاهري شمس:

« آيت الله العظمي بهجت به يک افقي رسيده که وقتي به احکام و دستورات اسلام نگاه مي کنند، فتوايي را مي دهند که مورد رضا و توجه خدا هست و خلاف در آن نيست. »

13. آيت الله شيخ جواد کربلايي:

« در اين چند سال که در تهران و قم هستم از بعضي اشخاص درباره آيت الله العظمي بهجت مطالبي شنيدم که حاکي از اين است که ايشان واجد الطاف خاصه الهي هستند، « هنيئاً له ثم هنيئاً له: گوارايش باد، و گوارايش باد! » بنده زبان حالم به ايشان اين است:

هر چند بردي آبم، رو از درت نتابم

جور از حبيب خوشتر، کز مدعي رعايت

اي آفتاب خوبان! مي سوزد اندرونم

يک ساعتم بگنجان در سايه عنايت

و نيز عرضه مي دارم:

اگر شراب خوري، جرعه اي فشان بر خاک

به مذهب همه، کفرطريقت است امساک »

14. آيت الله آذري قمي:

« حضرت آيت الله العظمي بهجت شاگرد آيت الله العظمي نائيني و آيت الله العظمي محقق اصفهاني هستند، سوابق درخشانش در تحصيل و تدريس غير قابل انکار است، به طوري که بعضي از فضلاي با سابقه حوزه علميه قم 15 سال از محضر درس ايشان استفاده شاياني کرده اند. و اکنون خود آنان از مجتهدين به نام هستند.

علاوه بر علم، در عمل و تقوا و ورع نيز ايشان در شهر قم زبانزد خاص و عام است، و به قول بعضي از دوستان ايشان را نمي شود گفت آدم با تقوايي است، بلکه عين تقوا و مجسمه تقواست، و تقوا و عدالت يکي از بهترين صفات مرجع تقليد است که در ايشان يافت مي شود. »

15. آيت الله مسعودي خميني:

« امثال آقاي بهجت هميشه در هر دوران کم بوده اند، بايد از ايشان استفاده کرد. و بخصوص از نظر اخلاقي و معنوي سطح بالايي دارد، همه و بويژه جوانان و کساني که دنبال اخلاقيات مي باشند خدمت ايشان بروند و درس اخلاق بگيرند، حتي چهره اخلاقي و معنوي آقا خيلي کارساز است. »

16. حجة السلام والمسلمين فقهي:

« اگر شجره طيبه انسانيت غير از چهارده معصوم ميوه سالم داده باشد که حتما" داده است يکي از آن ميوه هاي سالم وجود مقدس آيت الله العظمي بهجت است.

برچسب: نویسنده: سید اکبر حسینی تاريخ: سه شنبه 29 ارديبهشت 1388 ساعت: 0:14

لطفاً درجه یک باشید

تصویر ذهنی خوبی از خود بسازید

تا حالا شده خودت باشی؟

نه، نمی شه؛ چون این سرشت، رنگ می بازه ، حالا یا در یک بازی خوب و شاید هم خدایی نکرده در یک بازی بد.

آره همون سرشت الهی که خدای بزرگ رشته است «فطرة التی فطر الناس علیها»

اما نه؛

ما آدمها قدر خودمون را نمی دونیم، رنگ می گیریم، دل می بازیم ،غافل از اینکه دیر، یا زود باید بگذاریم و بگذریم ، بعد آنوقت این دل باخته و این استر تاخته، خسته و سوخته با اونهمه پستی و بلندی و راه ناهموار چه کنه؟ خدا می دونه؟

و صد البته که «عندالصباح تحمد القوم السری» هنگام صبح مرد را از نا مرد می شناسند.

پس آدمها بیایید درجه یک باشید، تا خریدارهای خوب داشته باشید، جنس بنجول خریدارش لجنزاره ، این رو خوب بفهمیم !!

راستی درجه یک بودن به چه معناست ؟

ما آدمها قدر خودمون را نمی دونیم، رنگ می گیریم، دل می بازیم ،غافل از اینکه دیر، یا زود باید بگذاریم و بگذریم

به نظرم درجه یک بودن به معنای "خود" بودنه؟ شما چه جوری فکر می کنید؟

گول این چند روز را نخوریم به قول پیامبر گرامی «الدنیا ساعة فاجعلوها طاعة» دنیا ساعتی است پس گوش به حرف بدیم.

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

تصویر ذهنی خوبی از خود بسازید

درجه یک بودن شور و نشاط می آره .

درجه یک بودن لبخند جاوید و ماندگار بر لبها، جاری می کنه .

درجه یک بودن چشم انداز زیبا و بلندی بر "بود" شماست.

بعد آنوقت از اینکه خودتان هستید بر خود می بالید.

اون زمانه که لذت واقعی را از زندگی می برید، چرا که آن موقع می فهمید حیات جاوید ، یک پیوستگی عمیق جسم و جانه و زندگیی که با جان پیوند خورد هرگز نمی میره.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

اگر درجه یک باشید همیشه شاد و خوشحالید. چرا که اینهمه خوبی نصیب شما شده و حق دارید برای اینهمه خوبی خوشحال و مسرور باشید.

حیات جاوید ، یک پیوستگی عمیق جسم و جانه و زندگیی که با جان پیوند خورد هرگز نمی میره

راستی اگر درجه یک باشید، اندازه خود را هم می دونید، بنابراین در هنگام توقع و انتظار همه از شما خوب میدونیدکه لایق اون هستید یا نه دقیقاً مثل امام خمینی(ره) که در آن بحران می گفت هیچ احساسی ندارم.

اگر درجه یک باشید در این جور رهگذرها،ناراحت نمی شید، خوشحال هم نمی شید، چرا که شما به مرکز قله رسیده اید، اندازه خودتون را می دونید ، آقا مولی المتقین فرمودند : «رحم الله امرء عرف قدره» خدا بیامرزد مردی را که قدر و اندازه خود را می داند .

اگر درجه یک باشید همه چیز را خوب می بینید و در سختی ها با بینش راستین خود می توانید "بلا" را تشخیص می دهید و در امتحان ها پیروز بیرون می روید و در زمان فتنه به قول علی علیه السلام چون بچه شتری هستید که نه شیری برای دوشیدن دارد و نه پشتی برای سوار شدن.

چه زیبا فرمود امام علی علیه السلام «من یعرف البلاء یصبر علیه و من لایعرفه ینکره» یعنی هر کس که بلا و مشکل را شناخت بر آن شکیبا خواهد بود و هر کس چنین نبود یارای بر آن ندارد.

اگر درجه یک شوید حق را می ستائید، گرچه ترش و بدمزه باشد و چون کلام مولای متقیان که فرمود «لایصبر علی مر الحق الا من ایقن بحلاوة عاقبته» شکیبایی نمی کند بر ترشی راستی و حق جز کسی که به شیرینی عاقبت آن باور دارد.

هم صحبت خوبی انتخاب كنید

اگر درجه یک شدید فقط برای او دستانتان بلند می شود .

اگر درجه یک باشید و خوب فکر کنید !

می بینید که هر چه درجه یک است برای شماست .

و چه زیبا سرود کاروان سالار دشت تفتیده

و من به جز زیبایی ندیدم

برچسب: نویسنده: سید اکبر حسینی تاريخ: دوشنبه 14 ارديبهشت 1388 ساعت: 4:1


150 اصل برای زندگی دینی

شماره اول: مقدمه و طرح بحث

fì

گرایش بشر معاصر به دین و لزوم تدوین منشور عقاید

جهان معاصر را ، عصر صنعت و تكنیك مى دانند ، زیرا بشر در قرن اخیر به پیشرفهاى چشمگیرى در این زمینه دست یافته است ، و جا دارد كه این امر از ویژگیهاى آن به شمار آید. ولى در كنار این ویژگى، پدیده فرهنگى عظیمى نیز وجود دارد، كه همانا توجه انسان معاصر به دین و مفاهیم دینى است .

گرایش به دین ، از اصیلترین و كهنترین گرایشهاى انسانى است كه تاریخ از آن یاد كرده و مى كند، و به گواه اسناد و مدارك متقن پس از رنسانس و دگرگونى در روشهاى علمى و سرانجام تسلط انسان بر طبیعت مادى، در اثر برخى از عوامل سیاسى و فرهنگى، توجه به دین كمرنگ گشت و یك نوع بى اعتنایى نسبت به دین در جوامع غربى رخ داد. آنگاه رفته رفته این بیمارى به کشورهاى شرقى نیز سرایت كرد و گروهى را تحت تأثیر قرار داد ، و این موج تا آنجا پیش رفت كه تصور شد علم جدید مى تواند به همه نیازهاى بشر پاسخ گوید و خواسته هایى را كه دین تأمین مى كرد ، برآورده سازد .

این مجموعه نوشتار به جهانیان اعلام مى كند كه اصول عقاید و معارف دینى اهل بیت در قلمرو عقیده و عمل، همین است كه در این منشور آمده است و هر نوع مطلبى كه به ما نسبت داده شده و با اصول و مفاهیم مندرج در آن مطابق نباشد ، تهمتى بیش نبوده و هیچگونه ارزش و اعتبارى نخواهد داشت.

fì

ولى بروز یك رشته عوامل و پدیده هاى ویرانگر ، بر این تصوّر خط بطلان كشید و ثابت كرد كه بشر هیچگاه از دین و رهبریهاى آن بى نیاز نبوده و هیچ چیز جایگزین مذهب نخواهد شد. از میان این عوامل ، سه عامل را یاد آور مى شویم:

1 . بروز جنگهاى جهانى در قرن بیستم.

2 . فروپاشى كانون خانواده در اثر گسترش فساد اخلاقى.

3 . شكست و بى اعتبارى برخى از فرضیه هاى علمى.

عوامل یاد شده و نظایر آن سبب شد كه بشر بار دیگر به فطرت انسانى خویش بازگردد، و به دین و معارف آن روى آورد. در حقیقت، پس از یك دوره فترت كه بشر خود را از مزایاى دین محروم ساخته بود ، بسان انسانى تشنه ، جویاى آب زلال و گواراى « دین » گردید.

این موضوع به قدرى روشن است كه نیاز به دلیل و گواهى ندارد ، و كسانى كه در جریان رویدادهاى جهانى قرار دارند، به خوبى از آن آگاهند. این گرایش نوظهور تا جایى است كه دین ، بار دیگر در مراكز علمى سطح بالا ، مورد توجه قرار گرفته ، و متفكران و استادان در باره آن سخن مى گویند ، و هفته یا ماهى نمى گذرد كه دهها مقاله و كتاب پیرامون دین و دین شناسى منتشر نگردد .

اما نكته نگران كننده اى وجود دارد و آن اینكه اگر این تشنگى به صورت صحیح برطرف نگردد، و خداى ناكرده اندیشه هاى خام و نادرست به عنوان دین، جولان یابند، انسان معاصر گمشده خود را نیافته، و بار دیگر از این روى برخواهد تافت.

ما كه آیین اسلام را آخرین و كاملترین شریعت آسمانى مى دانیم و معتقدیم كه این دین نیازهاى بشر را تا روز رستاخیز در كلّیّه شئون حیات فردى و اجتماعى برآورده ساخته است ، باید براى پیاده كردن مفاهیم عالى آن ، از ابراز و ادوات گوناگون بهره بگیریم و از این فرصت كمیاب براى نشر تعالیم دینىِ صحیح استفاده كنیم .

از سوى دیگر باور ما بر آن است كه مكتب اهل بیت همان اسلام حقیقى و اصیل است كه توسط قرآن و عترت پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به دست ما رسیده است ، و در حقیقت ، روش اهل بیت شاهراهى است كه ، بدون دخالت دستهاى آلوده ، ما را به سرچشمه حقیقت رهبرى مى كند .

جویندگان حقیقت كه مى خواهند حقایق دینى را از طریق آخرین صاحب شریعت آسمانى ، پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه وآله و عترت مطهّر آن حضرت ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ فرا گیرند ، با مراجعه این نگارش فشرده ، چراغى روشن فرا راه خویش خواهند یافت . آرى آنان مى توانند با مطالعه این مجموعه اطمینان آور به واقعیت مكتب اهل بیت علیهم السلام دست یافته و براى كسب آگاهى بیشتر نیز به كتابهایى كه ارجاع داده مى شود رجوع نمایند .

این مجموعه نوشتار به جهانیان اعلام مى كند كه اصول عقاید و معارف دینى اهل بیت در قلمرو عقیده و عمل، همین است كه در این منشور آمده است و هر نوع مطلبى كه به ما نسبت داده شده و با اصول و مفاهیم مندرج در آن مطابق نباشد ، تهمتى بیش نبوده و هیچگونه ارزش و اعتبارى نخواهد داشت.

این مجموعه که بر اساس کتاب منشور عقاید امامیه تهیه شده است، 150 اصل را در قالب 18 فصل تقدیم خواهد نمود. که در شماره های آتی تک تک فصول بطور مبسوط تبیین خواهد شد.

در فلش زیر می توانید چکیده اصول صد و پنجاهگانه و فهرست مطالب این مجموعه را ببینید

برچسب: نویسنده: سید اکبر حسینی تاريخ: دوشنبه 14 ارديبهشت 1388 ساعت: 4:0

صفحه بندی